یارو میخواست از دست گربه خونه اش خلاص بشه

یارو میخواست از دست گربه خونه اش خلاص بشه
گربه رو کرد تو گونی و برد یک جاي دور ولش کرد...
بعد از دو ساعت زنگ زد به زنش گفت: گربه اومده؟
زنش گفت: آره
گفت: ازش بپرس از کدوم خیابان اومده من گم شدم!
دیدگاه ها (۱۳)

یارو قاضی ميشه، يكی ميره پيشش ميگه من از همسايه ام شكايت دار...

طرف میره عیادت مادرزنش...میگه بهتری؟مادر زنه میگه: تبم قطع ش...

گفتم غم تو دارم، گفتا غمت سرآیدگفتم كه نان گران شد، گفتا گرا...

گویش دختران در سال ۸۱:عزیزم، عشقم، چرا ناراحتی؟ قربونت برمگو...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟏_خدایا بهم صبر بده +امین _بریم جیمین ماشین رو روشن کرد...

Part40ویو نیلا صبح با دل درد خیلی بدی بیدار شدم زیر شکمم تیر...

چندپارتی تهیونگ

رمان: قلب در تاریکی

پسر بد (55)

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_16🍷🎸درحالی که دوباره...

فیک تهیونگ

《 جوآهرِ مَن ؛ 》 پارت اول ؛مامان یور بیدارم کرد ، آخرین روزا...

او به ارامی دستش را دور شونه ی دکو انداخت و اون را به سمت خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط