دختر جان
دختر جان
بلاخره یاد میگیری از یک دوستت دارم ساده،برای دلت یک خیال رنگارنگ نبافی ...
که رابطه یعنی بازی و اگر بازی نکنی،می بازی ...
که داستان های عاشقانه از یه جایی به بعد رنگ و بوی منطق به خود می گیرند ...
که سرهر چهار راه تعهد،یک هوس شیرین چشمک می زند ...
که یاد می گیری خودت را دریغ کنی تا همیشه عزیز بمانی ...
که ادم جماعت خواستن های سیری ناپذیری دارد ...
و چه حیله هایی برای به دست اوردن ...
که باید صورت مسله ای پر ابهام باشی،نه یک جواب کوتاه و ساده ...
که وقتی باد می اید باید کلاهت را سفت بچسبی،نه بازوی بغل دستیت را ...
روزی میفهمی در انتهای همه ی گپ زدن های دوستانه،باز هم تنهایی ...
و این همان لحظه ایست که همه چیز را بی چون و چرا با رویی گشاده و لبخندی می پذیری که دیگر خودت هم معنیش را نمی فهمی ...
بلاخره یاد میگیری از یک دوستت دارم ساده،برای دلت یک خیال رنگارنگ نبافی ...
که رابطه یعنی بازی و اگر بازی نکنی،می بازی ...
که داستان های عاشقانه از یه جایی به بعد رنگ و بوی منطق به خود می گیرند ...
که سرهر چهار راه تعهد،یک هوس شیرین چشمک می زند ...
که یاد می گیری خودت را دریغ کنی تا همیشه عزیز بمانی ...
که ادم جماعت خواستن های سیری ناپذیری دارد ...
و چه حیله هایی برای به دست اوردن ...
که باید صورت مسله ای پر ابهام باشی،نه یک جواب کوتاه و ساده ...
که وقتی باد می اید باید کلاهت را سفت بچسبی،نه بازوی بغل دستیت را ...
روزی میفهمی در انتهای همه ی گپ زدن های دوستانه،باز هم تنهایی ...
و این همان لحظه ایست که همه چیز را بی چون و چرا با رویی گشاده و لبخندی می پذیری که دیگر خودت هم معنیش را نمی فهمی ...
- ۲.۵k
- ۰۴ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط