در تلاشم نازنینم ، شاد و خندانت کنم

در تلاشم نازنینم ، شاد و خندانت کنم
دردها داری به دل ، با مهر درمانت کنم

تا شود راحت خیالت، رفع گردد مشکلت
گر بخواهی حاضرم ، جان را به قربانت کنم

دست گرمت را فشارم جان فشانم دررهت
گوهر عشق و سعادت را ، به دامانت کنم

عهد کردم تا شود ، اقبال و بختت سربلند
هر چه دارم در کف اخلاص ، احسانت کنم

در غم و شادی شریک و محرم رازت شوم
در دلم منزل کنی، در سینه مهمانت کنم

شاهد خوشبختی ات باشم همیشه هر مکان
با صبوری چاره ای ، بر یاس و حرمانت کنم

با تو بستم عهد الفت، تا نفس دارم به تن
گر نیاز افتد خودم را ، وقف پیمانت کنم
دیدگاه ها (۱)

نوشتم درد دلہایم ،همہ گفتند عالے بودندانستند ڪہ درمانے ،براے...

هوای سینه ام تنگ است، برگرد،نفس بی رنگِ بی رنگ است، برگرد......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط