چه سوزی میاد ، چقدر غم داره هوا

چه سوزی میاد ، چقدر غم داره هوا

چقدر ساکته همه جا ، یه چی کم داره الآن

خورشید رفت و سایه هامون باریک شدن هِی

پنج بعد از ظهر چه وقت تاریک شدنه ؟

نورها بی رَمَق ترن ، روزا رو میبرن عقب

باد میاد برگها هم میرن هر طرف

همه اینا میخوان به من بگن پاییز رسیده

یادآورِ غمی که ما داریم به سینه

یک سال شد تا بفهمم این هم گذشت

تو دلم حرفهایی موند که نشد هیچ وقت موقعش

تو می خوای ثابت کنی من مقصر بودم ؟

من اصرار دارم اطرافیات موثر بودند

بی خیال! نه توضیح می دم نه توضیح می خوام

حتی توضیح هم بدی نداره توفیقی زیاد

توو لباس سفید خواستمت ، کردی روسیاهمون

فرق داشت از این رابطه توصیفاتمون

من میرم ، درگیرم

از همه روزها من سیرم پُرِ تردیدم

فهمیدم فرقی هست

بین من و تو ، ترسیدم آره ترسیدم

من و تو که فرق داشت دنیامون با هم

نفهمیدی عملی نمیشه رویامون با حرف

رویا پول میخواد نه توی همیشه بی کار

که آرزوهاتو رویِ تابلو زدی به دیوار

یه دندگی کردی تَش هم دیدی چی میشه

آخه با حلوا گفتن که دهن شیرین نمیشه

بذار مستقیم بگم نه که قرینشو

کج رفتی خودت داشتی زمینشو

هی ، مارو باش اَه

به خاطرت من رو اصولم هم پا گذاشتم

چی شد که فک کردی مانع پیشرفتتم؟

بسه ، واضحه یا بیشتر بگم؟

تو قول داده بودی به من عوض بشی نه؟

من کل پِلَن هامو رو تو بر عکس کشیدم

هه، خنده داره یادت رفت قول هاتو سریع

فقط برنگردی سمتم وقتی دورهاتو زدی

من میرم ، درگیرم

از همه روزها من سیرم پُرِ تردیدم

فهمیدم فرقی هست

بین من و تو ، ترسیدم آره ترسیدم

عشقم بیباک
دیدگاه ها (۳)

رمان آرام باش

زمرد های صورتی پارت⁸ویو نویسنده °^دمیتریوس رفت پیش دامیان دم...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 152♡⁠。⁠)⁩نلي : ...

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

رمان :قرارداد سرنوشت

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

professor Riddle,p43

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط