تـــــــو نیــســتــی هـــفـــت ســــینـم چـــیـــــــــد

تـــــــو نیــســتــی هـــفـــت ســــینـم چـــیـــــــــدن نـــــداره…مــــی گـــن عــــیـــــــــده ولــــی دیــــــدن نــــــداره…
باید ببینمت !

چرا که روی نوار قلبی ام

پیوسته نام تو بود

و پزشک نیز بر آخرین نسخه ام . . .

تو را تجویز کرده است ! ! !

بیا ، تا دیر نشده .

یه صفحه سفید، به همراه یک قلم

این بار حرف ،حرف نگفته ست

یک حرف تازه

نه از تو …

هی فکر می کنم

هی با قلم به کاغذ سیخ می زنم

اما

دیگر تمام صفحه ها معتاد نامت اند

انگار این قلم

جز با حضور نام تو فرمان نمی برد

در تمام صفحه های دفتر شعرم

در گوشه های خالی قلبم

در لحظه های تلخ سکوتم و فکرهام

چیزی به جز تو نیست که تکرار می شو
دیدگاه ها (۱)

مگرچند بار به دنیا آمده ایمکه این‌همه می‌میریم؟ !!

یادم باشد دیگر هرگز خاطره هایم را کند و کاو نکنم!مثل آتش زیر...

برای دقیقه های سرد چای دم کندر فنجان ثانیه های تلخ ، شکر بری...

بهشت من آنجاست که تو رابیشرمانه به آغوش می گیرمو ساعتها در ح...

____[Stirring Ashes]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط