رفتم سر قبر مادر بزرگم...

رفتم سر قبر مادر بزرگم...
یکی آمد پیشم نشست و گفت: فوت کردن؟گفتم نه، فردا امتحان ریاضی داره خودشو زده به مردن که نره امتحان بده!!!
دیدگاه ها (۵)

در جستجوی قلب زیبا باشنه صورت زیبا *

دلگیرماز کسی که مرا غرق خودش کرد!اما.....نجاتم نداد...

به سلامتی کسانی که توی خاطرمون ابدی هستند، اما...توی خاطرشون...

یاد تو حس قشنگیست که در دل دارم*چه بخواهی چه نخواهی نگهش مید...

#حکایت_قدیمی "این حکایت مربوط به قبرستان تخت فولاد اصفهان ا...

پارت ۵ویو کوکرفتم سمت رودخونه..هوا خنک بود..آروم لباس هارو م...

ارباب خشن من ۱۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط