چشم هایم ضعیف شده اند

چشم هایم ضعیف شده اند

و دست هایم می لرزند

انگار دیگر بزرگ شده ام

بچه که بودم فکر می کردم

کسی به سنِّ امروزِ من

یعنی " آدم بزرگ "

همیشه دوست داشتم بزرگ شوم

هنوز هم مطمئن نیستم

که شده ام یا نه

اما...

حالا از پیری می ترسم

از دچار شدن به سرنوشتِ پدر

از فراموش شدن

از سرمااز برف

از...

میتــرســـــمــ  . . .
دیدگاه ها (۲۱)

تنهایی راسربازی فهمیدکه مرخصی داشت. . .اما "جایی" برای رفتن ...

بـہ  بـَـعضیـــــا بآس گفت :عزیزم شما عـــَـر نزنــے هـم خـَ...

ღ اللّهُمَ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَجღما منتظران لحظه دیداریم...

♣این گلهای زیبا همتقدیم به همهبــــــــانــــــوانسرزمینم♣

نیایش صبحگاهی🙏✨خدایا..🌸 هر روز صبح بخیر تو ،🕊یعنی، امروز هم ...

پژواگ در دنیا بی صدا

روزگار، بی‌رحمانه از میان انگشتانم گریخت؛ بی‌آنکه بدانم، بی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط