دوستانننن دیشب خواب عجیب و باحالیی دیدمم ...

دوستانننن دیشب خواب عجیب و باحالیی دیدمم ...
خواب دیدم توی شمال ، یک سوئیت خیلی بزرگ با دیوارای هنری و خلاصه خیلی خفن ، روی مبل نشستم که بعدش ... جنی(یا جیسو دقیقا یادمم نیست) و رزی رو توی خونه دیدم که از راهرو می اومدن . انگار از قبل باهاشون سوئیت گرفته بودم . خلاصه که اونا رفتن داخل حیاط تا روی میز توی حیاط صبحونه بخورن . و منم توی سالن ، رو مبل هنوز بودم . که حدود یک ربع بعد ، زنگ در صدا زد که وقتی خدمتکار خونه در رو باز کرد .... تهیونگ بود (اینم مطمئن نیستم ولی موهاش یه موج کمی داشت و نمی دونم وقتی از خواب بیدر شدم وقتی که داشتم فکر میکردم که اون کسی که اومد کدوم یکی از اعضای BTS بود ، توی ذهنم تهیونگ اومد . چون من اصلا از چهره نمی تونم اعضای BTS رو تشخیص بدم )🙂🎀
بعدش دستم رو گرفت رو با هم رفتیم توی حیاط (وی در حال تشنججج)
و من و جیسو/جنی و رزی و تهیونگ نشستیم صیخونه خوردیم اون هم توی سوئیت توی شمال ایران ... (حجم منطقی بودن خواب هام🎀🦦)
و همه منتظر بودیم که یک نفر دیگه هم از گروه BTS بیاد .
که بعدش از زنگ در خونمون بیدار شدم ...
هععییییییییییی ....😭😭😭😭🤧🤧🌠🌌✨💦💥💫🌸🙂
دیدگاه ها (۵)

سیلاممم ...و من بعد از چند روز برگشتمم ...راستش تازگیا حوصله...

اینمممم شوکووو برای بانو @shoko-infpامید واردد دوست داشتهه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط