my ex

my ex
p.45

سکوت سنگینی توی استودیو افتاده بود. 
جونگ‌کوک هنوز گوشی رو توی دستش نگه داشته بود. فکش سفت شده بود.

ا.ت آروم گفت: به کسی نشونش نده… اگه پخش شه، بدتر میشه.

جونگ‌کوک نگاهش کرد.
-تهدیدت کردن. این دیگه شوخی نیست.

همون لحظه گوشی دوباره لرزید. 
یه پیام جدید.

«فکر کردی آتیش اتفاقی بود؟ فقط یه هشدار بود.»

قلب ا.ت کوبید. 
جونگ‌کوک بی‌معطلی شماره رو گرفت. بوق… بوق… بعد قطع شد.

چند ثانیه بعد، چراغ‌های استودیو دوباره خاموش شد.

هر دو تو تاریکی فرو رفتن.

ا.ت نفسش برید. +نه… نه دوباره نه....

صدای قدم. خیلی آروم. پشت در.

جونگ‌کوک بی‌درنگ جلوش ایستاد، دستشو گرفت. 
-پشت من بمون.

دستگیره در آروم تکون خورد.

تق.

در یه ذره باز شد.

جونگ‌کوک جلو رفت و با یه حرکت محکم در رو کامل باز کرد

هیچ‌کس اونجا نبود.

فقط راهروی تاریک… 
و یه جعبه کوچیک روی زمین.

ا.ت یخ کرد. +اون چیه…؟(کوری داداش؟)

جونگ‌کوک آهسته خم شد. جعبه رو برداشت. سبک بود.

آروم بازش کرد.

داخلش… یکی از برس‌های شخصی ا.ت بود. 
همونی که فکر می‌کرد تو آتیش سوخته.

و یه کاغذ تا شده.

جونگ‌کوک بازش کرد.

《گفتم نزدیکم.》

نبض ا.ت تو گوشش می‌کوبید. 
این فقط یه تهدید نبود.

یه بازی بود. 
و اونا وسطش بودن........
ادامه دارد..........
خودم گرخیدم🤣
دیدگاه ها (۱)

my exp.44ا.ت هنوز گوشی توی دستش بود، ولی انگار وزنش چند براب...

#p3اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوبارها/ت:♡ _ جونگ کوک:_نیلو: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط