پدربزرگ رفت. عطر شمعدانی ها کم رنگ شد. دیگر صدای نفس نفس

پدربزرگ رفت. عطر شمعدانی ها کم رنگ شد. دیگر صدای نفس نفس زدنهای یک عزیز نمی آید. دیگر کسی شاهد لم دادنهای او ، روی تشک و بالشتک معروفش نیست. پدربزرگ برای خودش خانه ای خرید و برای همیشه زندگی اش را از ما جدا کرد. اما نمی دانم چرا در این هوای سرد، پالتو و کلاهش را فراموش کرده. کفشهای اسپرت، چمدان مدارک و همه لباسهایش... از چهره اش همین چند قاب عکس جا مانده است و یک شناسنامه که صفحاتش با مهر «باطل شد» ورق می خورد.

مرضیه عزیزم درگذشت پدربزرگ عزیزت رو بهت تسلیت میگم خدا به تو و خانواده گرامی صبر بده

روحش شاد و یادش گرامی
دیدگاه ها (۸)

... رفتاقاجون رفت. عطر شمعدانی ها کم رنگ شد. دیگر صدای نفس ن...

... رفتپدربزرگ رفت. عطر شمعدانی ها کم رنگ شد. دیگر صدای نفس ...

پدربزرگ رفت. عطر شمعدانی ها کم رنگ شد. دیگر صدای نفس نفس زدن...

#راضی_به_رضای_تو ۴۱💕در طول زندگیت، باید تموم تلاشت رو بکنیتا...

1405/7/9#جان_فدا #گلستان_شهدا

🔴 نگذاریم یک جریان خاص، تفسیری انحرافی از وفاق را، به جامعه ...

#لبیک_یامهدی #ظهور_نزدیک_است #لبیک_یا_مهدی #لبیک_یاحسین #عشق...

#لبیک_یامهدی #ظهور_نزدیک_است #لبیک_یا_مهدی #لبیک_یاحسین #عشق...

#لبیک_یامهدی #ظهور_نزدیک_است #لبیک_یا_مهدی #لبیک_یاحسین #عشق...

#لبیک_یامهدی #ظهور_نزدیک_است #لبیک_یا_مهدی #لبیک_یاحسین #عشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط