سلام آقای مهربانم فدای غربت و تنهایت مولا دیروز جمعه دیگر

سلام آقای مهربانم فدای غربت و تنهایت مولا دیروز جمعه دیگری بر شما گذشت و باز هم
انتظار ...و انتظارفرج
یا مهدی

شاید او آمده و بار دگر برگشته

وای بر حال من و تو که اگر بر گشته

نصف یک روز در این شهر اقامت کرده

سر شب آمده و وقت سحر برگشته

زانوی غم به بغل داشته در ندبه خویش

گریه کرده است و با دیده تر برگشته

چقدر خون دل از دست من و تو خورده است

با دو پیمانه از این خون جگر برگشته

از چه معلوم که این وقت که ما منتظریم

چقدر آمده اینجا چقدر برگشته

شاید این مرد به کرات سفر کرده و باز

طبق تشخیص خود او ز سفر برگشته

آه ای مرد ، جهان منتظر مقدم توست

باز برگرد که امروز خطر برگشته
دیدگاه ها (۳)

هر چند به خانه ی خدا باید رفتهر چند مدینه و منا باید رفت…!"...

نسیم صبح، سلامم ببر به محضر دوست بگوی حال دل خسته ام تو در ب...

هر صبح جمعه سراغت را از باد صبا می ‏گیرم، نشانی از کوی آشنای...

چه لذت دارد امسال روز مادرز شوق مژده فصل ظهورترسد سویی به چش...

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟑𝟔- اگه بگم چی میشه مو...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁹⁸صدای چکیدن آب ...

″Desirée″Part:۱به قفسه کتاب های رو به روش نگاه میکرد ، این ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط