رفتم جلو گفتم پدر جان شما این کفشها رو گذاشتی؟

رفتم جلو گفتم پدر جان شما این کفشها رو گذاشتی؟

گفت نه دیدم مردم گذاشتن اونجا منم اونایی که پاره بود رو دوختم بقیه رو هم واکس زدم

به نظر من مهربان یعنی این پیرمرد
دیدگاه ها (۱۵)

میرسد موسم بهار از راهنو شدن در تمام احوال استیاد انانکه که ...

ناگهانشیشه های خانه بی غبار شداسمان نفس کشیددشت بیقرار شدبها...

اسکی بریتوندختر ایرلندی در حال موج سواری با حجاب در چابهار

یکی از زیباترین تصاویر چهارشنبه سوری امسال

خببب...دیدم بقیه دارن از این سبکه یه آرتی میزنن منم گفتم بکش...

XxXCat[Kikuo] Cover teto kasane

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط