اسلاید اول:
اسلاید اول:
ترجمه:
تهیونگ: چرا هیچکس بهم «عافیت باشه» نمیگه؟
نامجون: عافیت باشه.
جین: نه، اگه برمیگشتی اونور و عطسه میکردی، میگفتم.
تهیونگ: ...عافیت باشه.
تهیونگ: من این...
جین: عافیت باشه!
تهیونگ: من اینجا...
جین: عافیت باشه!
اسلاید دوم:
ترجمه:
جین: نامجون، ولی چرا این تیکه آشغال رو دادی به من؟
نامجون: مگه این قسمت خوشمزه نیست؟
جین: من این قسمت رو نمیخورم. این که آشغاله، نه؟
نامجون: ا… اون… آ… آشغال؟ برای همین دادمش به هیونگ، چون فکر کردم بزرگتره…
جین: آها؟ مگه این قسمت غضروف نیست؟
نامجون: غضروف که… شت…
جین: آفرین، دقیقاً همین از خودت برمیاد.
نامجون: ولی غضروف خیلی خوشمزست!
ترجمه:
تهیونگ: چرا هیچکس بهم «عافیت باشه» نمیگه؟
نامجون: عافیت باشه.
جین: نه، اگه برمیگشتی اونور و عطسه میکردی، میگفتم.
تهیونگ: ...عافیت باشه.
تهیونگ: من این...
جین: عافیت باشه!
تهیونگ: من اینجا...
جین: عافیت باشه!
اسلاید دوم:
ترجمه:
جین: نامجون، ولی چرا این تیکه آشغال رو دادی به من؟
نامجون: مگه این قسمت خوشمزه نیست؟
جین: من این قسمت رو نمیخورم. این که آشغاله، نه؟
نامجون: ا… اون… آ… آشغال؟ برای همین دادمش به هیونگ، چون فکر کردم بزرگتره…
جین: آها؟ مگه این قسمت غضروف نیست؟
نامجون: غضروف که… شت…
جین: آفرین، دقیقاً همین از خودت برمیاد.
نامجون: ولی غضروف خیلی خوشمزست!
- ۹۵
- ۰۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط