حاج آقا قرائتی :

حاج آقا قرائتی :
رفتم خونه پدر سه تا شهید یه خرده احوالپرسی کردم گفتم کجا وضو بگیرم؟گفتش که دو سه تا پله باید بری پایین،رفتم وضو گرفتم دیدم پیرمرد حوله آورده
گفت:حوله آوردم دست و صورتت رو خشک کنی
گفتم:حدیث داریم اگر وضو گرفتید جای وضو رو خشک نکنید ثوابش سی برابره
پدر سه تا شهید جواب داد : حدیث نداریم که اگر یه پیرمرد با درد پا برات حوله آورد خیطش نکن؟!
گفتم من علم دین دارم ، فهم دین ندارم
پی نوشت :
ازخدا بخواییم به ما فهم دین بده
اوناییکه اهل بیت رو کشتن علم دین داشتن ولی فهم دین نداشتن...
دیدگاه ها (۳)

پیرو پست قبل...

وقتی روی این کره خاکی هر شش ثانیه "یک کودک" از گرسنگی میمیرد...

شهیدآوینی: آری شهادت زیباست، اما مثل مرد پای بیرق انقلاب ایس...

ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺍﻛﺮﻡ (ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁله ﻭ ﺳﻠﻢ) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﺍﻱ علی! ﺷﻴ...

حاج آقا قرائتی :رفتم خونه پدر سه تا شهید یه خرده احوالپرسی ک...

حاج آقا قرائتی :رفتم خونه پدر سه تا شهید یه خرده احوالپرسی ک...

رفتم خونه پدر سه تا شهید .یه خرده احوالپرسی کردم . گفتم کجا ...

‌و علامه چنین گفت.....در پاسخ این آقا زاده غوره نشده، مویز ش...

علم دین دارم،اما فهم دین ندارم...

Part° 1( علامت ا/ت + ) °ویو ا/ت°با شنیدن صدای چیزی از خواب پ...

🔰 آن شب، شیفتۀ دین پدر شدم!📝 (خاطرهٔ فرزند آیت الله حائری شی...

رمان من اشتباه نویسنده ملیکا ملازاده پارت سی و هفت

رمان من اشتباه نویسنده ملیکاملازاده پارت سی و سه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط