راستش

راستش
تو کارای خارق العاده بلد نبودی
نتونستی منو زیر بارون با یه اهنگه عاشقونه غافلگیر کنی
تو برام گیتار نزدی
وقتی از خیابون رد شدیم دستمو محکم فشار ندادی
هیچوقت وقتی قهر بودم با پاستیل خرم نکردی
دقیقا جاهایی که نباید... منطقی حرف میزدی
وقتی فهمیدی خوب نیستم نیومدی به زور ببریم دکتر
بلد نبودی یه گوشه ماشینو پارک کنیو با مترو بریم اینور اونور
هندزفریتو بذاری تو گوشمو اهنگیو بذاری که حرفای تو به منه
هیچوقت ازم نخواستی یادت بدم چجوری موهامو ببافی یا برام لاک بزنی
یادم نمیاد سردم شده باشه و کتت رو در بیاری بدی من بپوشم
میدونستی دیوونه ی عطر تلخم و نمیزدی مستم کنی
تو فقط تا تونستی خجالت کشیدی
تا تونستی کنج خونه نشستی و قلمتو رو کاغذ رقصوندی
نمیدونستی من دنیام با چیزای کوچیک جوون میگیره
حالا برو و تمام شعراتو ... احساستو... توی شومینه بسوزون
چون من عاشق قدم زدن توی انقلاب با اون شدم
دیدگاه ها (۵۹)

how much i love you so...

سناریو جونگکوک

فیک: زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت پنجم(اخر)(فرد...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁶ماشین رو نگه داشت، نگاهشو به پسر بقل ...

پارت۱بارون به شدت به سقف فلزیِ سالن تمرینِ متروکه‌ی شماره‌ی ...

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 5۹______چه چیزی زیبا...

راستشتو کارای خارق العاده بلد نبودینتونستی منو زیر بارون با ...

راستشتو کارای خارق العاده بلد نبودینتونستی منو زیر بارون با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط