+ دَر یِک سِنی ، به خُصوص بَعد از بَعضی نامُلایِمات ، آدَ

+ دَر یِک سِنی ، به خُصوص بَعد از بَعضی نامُلایِمات ، آدَم دِلَش یِک چیز بیشتَر نِمیخواهَد ؛

اینکِه وِلَش کُنَند -
راحَت باشَد -
حَتی از این هَم بِهتَر ،
طوری رَفتار کُنَند [ انگار مُرده‍‌ای🙃 ] 🙃
دیدگاه ها (۴۶۵)

+ تِکیه دادَم به خاطِراتی که شاد ِ آن [ چِشم‌های ِ غَمگین ] ...

+ با خودت غَلت زَدن در وَسَط ِبیخوابی با تَنی خَسته ک ِ آمیز...

بآیَد عَز خوآب‌هآ پیآده شُدَم{ زِندِگی ایستگآه‍ ِ مَشکوکی‌ست...

هَرچه عَز هیچ رَنج می‌بُردَم ،بُغض ِ خود رآ بِزور می‌خوردَم ...

بعضی آدم‌ها وقتی می‌روند، فقط از کنار ما نمی‌روند؛انگار بخشی...

انگار قسمت من این است که به آدم‌ها عادت کنم و بعد یکی‌یکی از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط