تنهایی در اتوبوس چهل و چهار نفر است

تنهایی در اتوبوس چهل و چهار نفر است

تنهایی در قطار ؛ هزار نفر

به تو فکر می کنم ،

در چشم های بسته ، آفتاب بیشتری هست

به تو فکر می کنم

و هر روز به تعداد تمام داندان هایم سیگار می کشم ..

ما چون بارانی هستیم که همدیگر را خیس می کنیم ..


"سمفونی آغاز"
دیدگاه ها (۱)

عصر یک روز پاییزیبنا بر عادت دراز کشیده بودم وکتاب می‌خواندم...

بدون تو...من بی توموسای بی عصاست...مبعوث شده دز سرزمینیکه مر...

یک روزبلکه پنجاه سال دیگرموهای نوه‌ات را نوازش می‌کنیدر ایوا...

سال هاستمن و فراموشیسر تو جنگ داریم!محمد غفاری*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط