من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگار

من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگار
لب تشنه ی دیدار و....تو انگار نه انگار

دور از تو شده سنگ صبور من دل تنگ...
یک گوشه ی دیوار و....توانگار نه انگار

از چشم تو افتاده ام و زیر عبورت
له میشوم این بار و....تو انگار نه انگار

دل تنگی و بی هم نفسی حال خرابی ست
روی دلم آوار و....تو انگار نه انگار

من را به گناهی که نگاه تو در آن بود
بردند سر دار و...تو انگار نه انگار

جان می کنم و محو تماشایی و هر روز...
این حادثه تکرار و....تو انگار نه انگار

بی مرگ نشد لایق چشمان تو باشم
حالا شدم انگار و....تو انگار نه انگار

با عشق تو میمانم و میمیرم اگر چه...

تو انگار نه انگار،،،!!
دیدگاه ها (۳)

من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگار لب تشنه ی دیدار و.......

من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگارلب تشنه ی دیدار و....ت...

من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگارلب تشنه ی دیدار و....ت...

من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگارلب تشنه ی دیدار و....ت...

. من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگارلب تشنه ی دیدار و......

.من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگار... لب تشنه ی دیدار و...

من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگار...لب تشنه ی دیدار و.....

من تب زده بیمار وتو انگار نه انگارلب تشنه ی دیدار وتو انگار ...

من تب زده، بیمار و....تو انگار نه انگار! لب تشنه ی دیدار و.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط