پشت چشمانت خدا خال سیاه انداخته

پشت چشمانت خدا خال سیاه انداخته
چرخه ی تولید زیبـــایی به راه انداخته

برخلاف چشمها چشم تو کافر کیش نیست
چون خدا قدری به چشمانت نگـــاه انداخته

قهوییِ چشمهایت قهوه ی ترک است که
قهوه چیِ شهر را در اشتبـــــــاه انداخته

احتمالا در زمان خلقتت خورشید هم
بار اول سایه اش را روی ماه انداخته

دست کم میگیری اما شک نکن زیباییت
سوگلیِ قصر را از چشم شــــاه انداخته
دیدگاه ها (۵)

عشق یعنی یک تمنا , یک نیاززمزمه از عاشقی با سوز و ساز عشق یع...

چه زیبا بود اگر یک دم ،نگاهم را تو می دیدی....!ز خلوتگاه احس...

درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشقمانده ام انگشت ب...

با لب جمعه لبت را به هوس می بوسماز همین لحظه و تا قطع نفس می...

تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط