اگر چه من گرفتار بدبختی و حسرت و درد هستم
اگر چه من گرفتار بدبختی و حسرت و درد هستم
هرگز از دست چرخش بی وفا دلگیر نمی شوم چون من مرد هستم
عاشق چشمهای آبی و گردن پر از خال(زیبا) نیستم
عاشق کوه و بلندی آن و دشت و سبزیش هستم
اگر زندگی امروز برسنگ وبا بی برگی(بارنج بدون سرپناه) سخت است
تا زنده هستم نوکری و غلامی بیگانه را نمی کنم
من از زنجیر و طناب و اعدام و زندان ترسی ندارم
تکه تکه ام کنن بکشندم بازهم می گویم من کورد هستم
هرگز از دست چرخش بی وفا دلگیر نمی شوم چون من مرد هستم
عاشق چشمهای آبی و گردن پر از خال(زیبا) نیستم
عاشق کوه و بلندی آن و دشت و سبزیش هستم
اگر زندگی امروز برسنگ وبا بی برگی(بارنج بدون سرپناه) سخت است
تا زنده هستم نوکری و غلامی بیگانه را نمی کنم
من از زنجیر و طناب و اعدام و زندان ترسی ندارم
تکه تکه ام کنن بکشندم بازهم می گویم من کورد هستم
- ۶.۱k
- ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط