گفتم که از پیشم نرو ، گفتی رهایت میکنم

گفتم که از پیشم نرو ، گفتی رهایت میکنم

گفتم که بیمارت شدم، گفتی دعایت میکنم

گفتم که حالم را ببین ، گفتی مگر چیزی شده؟

گفتم که رویت کشته ام ، گفتی رعایت میکنم

گفتم که سهم قلب من ؟ گفتی فقط تنها شدن

گفتم که نامردی نکن ، گفتی شجاعت میکنم

گفتم که تنها میروی ؟ گفتی چه فرقی میکند؟

گفتم که میترسی نرو ! گفتی جسارت میکنم

گفتم که شیدا میشوی ، گفتی تو فکرش را نکن

گفتم که من دلواپسم ، گفتی که عادت میکنم

گفتم که آیا عاشق است ؟ گفتی نمیدانم هنوز

گفتم که روزی گر رود ؟ گفتی جنایت میکنم

گفتم که عاشق نیست او ، گفتی گرفتارم شده

گفتم که گر خائن بُود ؟ گفتی خیانت میکنم

گفتم که میمیرم نرو ، حال خرابم را ببین

گفتی اگر مردی فقط ، تنها نگاهت میکنم
دیدگاه ها (۴)

گفتم که از پیشم نرو ، گفتی رهایت میکنمگفتم که بیمارت شدم، گف...

گفتم که از پیشم نرو ، گفتی رهایت میکنمگفتم که بیمارت شدم، گف...

گفتم که از پیشم نرو ، گفتی رهایت میکنمگفتم که بیمارت شدم، گف...

خان‌وم اروریانگاهی جملات را با صدای بلند می خواند و در ان حا...

P1 بیو هانیخستم نگاه ساعت کردم دیدم 2 شبه وسایلم رو جمع کردم...

شب تولدم پارت 38فصل دوم پارت 9ویو تهیونگ: از موهای می سون گر...

برای تو...

دستمو از روی چشمم برداشتم+چیکار کردی!!!- گفتم با پدر آوا حرف...

صداش خیلی نگران بود و میترسید..آروم برگشتم و چراغو روشن ککرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط