خداوندا ؛
خداوندا ؛
گناهانم نموده دورم از دار وصال تو
زنم دست طلب بر دامن لطف و کمال تو
چه بد این مرکب نفسم ، همه حرص و هوا باشد
هزاران وای بر این نفس که اینسان بی حیا باشد
چه بد نفسی که در دام گمان و آرزو افتاد
که جرات کرد و نزد سیدش بی آبرو افتاد
در رحم و امیدت را به دست خویش می کوبم
پناهم ده کجا از شر نفس خویش بگریزم
خدایا بگذر از جرم و گناهان و خطاهایم
رهانم از هلاکتها تو ای آقا و مولایم
تو هستی تکیه گاه من ، امید و آرزوی من
تو ای مقصود و مطلوبم به سوی توست روی من
قسمتی از دعای زیبای صباح
گناهانم نموده دورم از دار وصال تو
زنم دست طلب بر دامن لطف و کمال تو
چه بد این مرکب نفسم ، همه حرص و هوا باشد
هزاران وای بر این نفس که اینسان بی حیا باشد
چه بد نفسی که در دام گمان و آرزو افتاد
که جرات کرد و نزد سیدش بی آبرو افتاد
در رحم و امیدت را به دست خویش می کوبم
پناهم ده کجا از شر نفس خویش بگریزم
خدایا بگذر از جرم و گناهان و خطاهایم
رهانم از هلاکتها تو ای آقا و مولایم
تو هستی تکیه گاه من ، امید و آرزوی من
تو ای مقصود و مطلوبم به سوی توست روی من
قسمتی از دعای زیبای صباح
- ۸۲۹
- ۰۵ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط