سرایی را که صاحب نیست

سرایی را که صاحب نیست،
ویرانی است معمارش
دلِ بی عشق،
می‌گردد خراب آهسته آهسته
دیدگاه ها (۱)

دود اگر بالا نشیند، کسر شأن شعله نیستجای چشم ابرو نگیرد،گر چ...

چون وا نمی‌کنی گرهی، خود گره مشوابرو گشاده باش چو دستت گشاده...

هست امید زیستن از بام چرخ افتاده راوای بر آن کس کز اوج اعتبا...

در سر مستی گر از زانوی من بالین کنیبوسه در لعل شراب آلود، نگ...

دوست ندارم در دل جنگ مرثیه سرایی کنم اما فقط خدا می داند که ...

تاب بازی کودک ایرانی با پس زمینه آسمان پر دود خلیج فارسبر اث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط