ٰمیسوخت✘

ٰمیسوخت✘

تمام دیشب را نخوابیدم
و بالای سرش با کهنه ای خیس بیدار ماندم❢
فکر میکردم تب کرده است ✰
نمیدانستم❢
که حرارت تنش از این است↶
که تمام "دیروز " را در آغوش

 دیگری بوده ❢
دیدگاه ها (۷)

در آغوشـم کـ ِ مۓ گیــرۓ✘آنقــَــَدر آرام مۓ شومکـ ِ فـَـرام...

من بی تو عجیب حواس پرت شده ام . . . . اسمم را می پرسند ، نا...

سوالــی بپرسمــــ؟✘ دعوایمــــ نمیکنـی ✘باز نمیگویـــی: دســ...

دِلــــَ ـــــم ✘د‌َرد ســـ َـــر☆مــ ـــیــ ــخــ ـــواد اَ...

dark love

وقتی ساعت از دوازده شب میگذره سرت درد می‌کنه و خسته ای اما ی...

p4ا.ت بیهوش شده بود چون جونگکوک بدجوری کرده بودتش و وقتی ا.ت...

★彡   Part 56 彡★ ( تهیونگ ) من چی گفتم؟اشتباهه.رینا هیچ وقت ن...

#𝓟𝓪𝓻𝓽_4★وسوسه عشق ★از دید اکوتاگاوا ★با سر درد بدی از خواب ب...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part49من:کارم داری اینجوری نگا میکنی نیما:اره...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۰" در آغوش رویای آبی ات "...

پارت ۲۲صبح کدری بود. هوا هنوز بوی بارون‌شب رو می‌داد. رزا زو...

عشقی حقیقی

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 147✦...................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط