یه دوست دختر داشتم،باهاش رفتم رستوران گردونه برج میلاد،لا

یه دوست دختر داشتم،باهاش رفتم رستوران گردونه برج میلاد،لامصب اِنقدرباکلاس غذامیخورد...من روم نشد دست به غذام بزنم...




دیروز تو صفِ غذا ی هیئت دیدمش،واسه یه قیمه اضافه خودشو زده بود به غَش،تشنّج کرده بود کصافط
نمیبخشمت بیشعوووووررر
دیدگاه ها (۱)

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

یه دوست دختر داشتم،باهاش رفتم رستوران گردونه برج میلاد،لامصب...

یه دوست پسر داشتم،باهاش رفتم رستوران گردونه برج میلاد،لامصب ...

یه دوست پسر داشتم،باهاش رفتم رستوران گردونه برج میلاد،لامصب ...

یه دوست دختر داشتم،باهاش رفتم رستوران گردونه برج میلاد،لامصب...

وقتی مال ِ یه دنیای دیگه باشی تو اتاق خوابت هم غریبی ...چه ب...

#رمان:نفس در آغوش یک مافیاpart۱۰# #🖋️پیش نویس:من عاشق رییسم ...

دستش را به سوی پسر جوان دراز کرد:_آقا میشه کمک کنید?پسر نگاه...

دستش رابسوی پسر جوان دراز کرمد?پسر نگاهی به دختر انداخت و با...

عمو های من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط