کاش می شد لحظه ها را پس گرفت

کاش می شد لحظه ها را پس گرفت
عشق های بی صدا را پس گرفت

یا ورق زد کودکی را باز هم
روزهای با صفا را پس گرفت
.
روی بودن یا نبودن خط کشید
لطف بی حدّ خدا را پس گرفت

بار دیگر یک غزل را کوک کرد
قصه های آشنا را پس گرفت

انتهای عشق را ول کرد و رفت
ابتدای ماجرا را پس گرفت

پرسه زد در کوچه ی دیروزها
باز آن حال و هوا را پس گرفت
دیدگاه ها (۱۵)

*روزهایی هستکه باید زیرش خط کشید تا به چشمت بیاید ...روزهایی...

آفتابی شد به تنهایی ما  تابید و رفتآتشی زد در جواهرخانه‌ی خو...

مادرم نیست

do you like it پارت⁷⁰⁹:⁰⁷نور خوشید از لا به لای پرده ها به ص...

جنگل نفرین شده پارت ۱۷

🍷 شراب قرمزپارت ۳۵ — پایان شراب قرمزرینا در را باز کرد.پشت د...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p21کسی مقابلش ایستاد.از شدت ترمز، نزدیک ب...

پارت⁴⁸ویو یونگیراهرو طولانی‌تر از چیزی بود که فکر می‌کردیم.ه...

ترانه های قدیمی.دو ترانه ی قدیمی ست چشم های روشن ات!

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 36/روی چوب‌های گرم اسکل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط