بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت شیش🍷🗡


نمیدونم چرا دنبال اون صدا رفتم...

دختره زانو زده بود رو زمین
یعنی مجبورش کرده بودن

دستش بسته بود

اخمام رفت تو هم

چرای باید به یه دختر اینطوری اهمیت بدم!؟
من روزی صد تا مثل اینو‌ میبینم!!

به من چه؟
الان اون دختر صاحب داره...

خواستم برگردم که صداشو شنیدم

+التماس میکنم منو نبر، من نمیخوام باهات بیام

مرد خشن گفت
_دهنتو ببند احمق

بی هوا برگشتم سمت دختره
نمیتونستم ازش دل بکنم...

با دیدن همون دختر رهگذر مات شدم...
چی؟

داشت گریه میکرد

آب دهنمو قورت دادم
این همه دنبالت گشتم دخــتر...آخر سر از اینجا در آوردی؟

جلوتر رفتم

مرد متوجه من شد
لبخندی زد و گفت
+صداش شما رو آزار داد جناب! تازه گرفتمش هنوز ادب نشده

بعد لقد محکمی بهش زد
اخمام رفت تو هم
دیدگاه ها (۱۲)

بازی درخون 🍷🗡پارت هفت 🍷🗡داشت دختری که من خواهانش بودم و میزد...

بازی درخون 🍷🗡پارت هشت 🍷🗡با لبخند گفتم +کجا کجا خانوم خوشگله ...

بچه ها پارت اوردم براتون خیلی هیجانی حمایت کنین بقیشو بزارم ...

بازی درخون 🍷🗡پارت پنج🍷🗡بعد رقص همه ی دخترا اومدن روی سن یه ن...

پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط