تکپارتی نیکی

تکپارتی نیکی
روی مبل دراز کشیده بودید و فیلم می‌دیدید، ولی صادقانه بگم، نیکی بیشتر حواسش به تو بود تا فیلم. سرت روی پاش بود و اون داشت با انگشتاش با موهات بازی می‌کرد.

یهو گوشی رو از دستت گرفت و پرت کرد اون‌طرف.

«هوی! چیکار می‌کنی؟»

نیکی نیشخندی زد و خم شد سمتت، طوری که فاصله‌تون فقط چند سانت شد. «هیچی، فقط حس کردم زیادی داری به اون صفحه‌ی لعنتی توجه می‌کنی. حیفِ این وقت نیست؟ دلم می‌خواد فقط تو چشمای تو نگاه کنم و بگم چقدر خوش‌شانسم که دارمت. بقیه‌ی دنیا فعلاً تعطیل، فقط من و تو.»
دیدگاه ها (۵)

تکپارتی نیکینیکی خسته و کوفته روی صندلیِ اتاق گریم افتاده بو...

تکپارتی نیکی

یه چندتا تکپارتی از نیکیمون نشه؟

واقعا ایده ای برای ادامه ی فیک ندارم-😔رفیقامم حوصلمو ندارن پ...

رمان پارت۸ اسم:عشق مخفیانه جونگ کوک جونگ کوک نگات می کرد پات...

سناریو بلولاک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط