نسیم عشق ز کوی هوس نمی‌آید

نسیم عشق ز کوی هوس نمی‌آید
چرا که بوی گل از خار و خس نمی‌آید

به رهگذار طلب آبروی خویش مریز
که همچو اشک روان باز پس نمی‌آید

رهی معیری
دیدگاه ها (۲)

به لب هایم مزن قفل خموشیکه در دل قصه ئی ناگفته دارمز پایم با...

تا درون آمد غمش ازسینه بیرون شد نفس نازم این مهمان که ...

عشق منمرا بگیردر پناه بازوانتعمر عشقمثل عمر شمع‌ها‌ستگیسوی پ...

دلم بعد از بسیمنزل به منزل ، در به در گشتن نشان آرزویشرا سرا...

چند گویی که چه چاره‌ست و مرا درمان چیستچاره جوینده که کرده‌س...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞✿ می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط