قرار بود در کلاس روانشناسی

قرار بود در کلاس روانشناسی ،
یک جلسه عملی برگزار شود .

استاد قفسی بزرگ را نشان داد
که یک موش نر درون آن قرار داشت

و موش درست در وسط قفس بود .

استاد یک تکه کیک را در یک سمت قفس
و یک موش ماده را
در سمت دیگر قفس نگاه داشت .

موش نر به سمت کیک دویده
و آن را خورد .

سپس استاد طعمه را عوض کرده
و یک تکه نان در سمت دیگر قفس گرفت.

موش نر این بار هم به سوی نان دوید.

این آزمایش ادامه پیدا کرد
و استاد هر بار طعمه را عوض کرد
و موش نر ،
هر بار به سوی طعمه دوید

و در هیچ موردی
به سمت موش ماده نرفت ...


استاد (رو به کلاس کرده) گفت :

نتیجه می گیریم که غذا ،
مهمترین جاذبه
(برای موجودات) است ...

در این میان ،
صدای یکی از دانشجویان
از ردیف آخر کلاس بلند شد که :

استاد ،
موش ماده را عوض کن ،
شاید این زنشه ...!!!
دیدگاه ها (۴)

هیییی وایییییی :'(

-_-

به نام خدا.حکایت زیبا از دکتر کاتوزیان .(پدر علم حقوق ایران)...

http://dl.musicma.ir/2013/11/Mohammad%20Sedaghat%20-%20Arame...

𝓅𝒶𝓇𝓉:𝟣

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۴۸جیمین خندید : میدونی این راننده ت...

معامله ای برای صلح پارت ۲۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط