مرد اگر بودم

مرد اگر بودم
نبودنت را غروب های زمستان
در قهوه خانه ی دوری
سیگار می کشیدم
نبودنت
دود می شد
و می نشست روی بخار شیشه های قهوه خانه
بعد
تکیه می دادم
به صندلی
چشم هایم را می بستم
و انگشتانم را دور استکان کمر باریک چای داغ
حلقه می کردم
تا بیشتر از یادم بروی
نامرد اگر بودم
نبودنت را
تا حالا باید
فراموش کرده باشم
مرد نیستم اما
نامرد هم نیستم
زنم
و نبودنت پیرهنم شده است!!!!!!!
دیدگاه ها (۷)

اگر عاشق کسی دیگر شومدیگر همانند گذشته دلتنگ ات نمی شوم حتی ...

در کوچه های تنگ و تاریک بوی شهوت مردانمو را بر تن ما سیخ میک...

برای کشتن یک زننیازی نیستفریاد بزنی , ترکش کنی , رویاهایش را...

فقط یک باردست پخت خالق را چشیدم آن هم وقتی بود که برای اولین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط