۲ ستاره و ۳ ماه

۲ ستاره و ۳ ماه

پارت۴۷

و رفتن تویه مغازه همچی فروشی
کلی لباس امتحان کردن کلی چیز انتخاب خوش گذروندن
آنیا یدونه از شاخ های خودش دید که برای دامیان گذاشت(اسلاید دو)
آنیا:الان ستیم پسر دوم(لبخند پسر کش)
دامیان🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅:آه....آره ولی خیلی مسخرست(چون باید جلو خودشو میگرفت که حرف عاشقانه ایی از دهنش نپره اینجوری گفت)
آنیا: بکی این لباسه خیلی خوشگله
بکی:آره برو پروش کن
آنیا رفت
و وقتی برگشت دامیان جلو اتاق پرو بود آنیا هم حواسش نبود که
آنیا: چطور شدممم؟راستی یادم رفته بود امروز بغلت کنم بکی (حواسش نبود دامیان و بغل کرد چون دامیان نزدیک بود دیگه)
دامیان🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅[بکی.....؟ انقد حواس پرته؟منم بغلش کنم؟]
دامیانم بغلش کرد
آنیا[چرا بکی انقد پهن شده؟🤣🤣😂😂😂]
بغلش رو تموم کرد و دید دامیانه
انیا🍅:چیییی توییییی
دامیان: آره
انیا:عه وا چرا نگفتی خب
دامیان:میخواستم ببینم چقد حواس پرتی(دروغ محض)
آنیا: اه پسر دوم
دامیان:باشه بابا دیگه عصبی نشو بیا بریم
آنیا: چرا شاخاتو در آوردی؟؟؟
دامیان:میخواستی کل روز بزارمش😂؟
آنیا:اوففف باشه
ویو آیسا
آیسا[اهههههه از کنار این بودن متنفرمممم]
دمیتریوس از دهنش پرید:چه مرگته چرا قیافت اینجوریههه
آیسا:واقعنم باید برم بمیرم تا با تو خرید کنم
دمیتریوس: خرید کنی بامن؟باشه بیا برات لباس بخرم
آیسا :شوخی بی مزه ایی بود

شرط پارت بعد
۷لایک ۹ کامنت💚
دیدگاه ها (۱۲)

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۴۸دمیتریوس:جدی ایی؟آیسا:حیلیم جدی ام چیزی...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۴۶بکی:انیا ایسا بیاین بریم این مغازه آنیا...

۲ستاره و ۳ ماهپارت۴۵هندلر: تو رو نقش یه ادم پولدار جا میزنیم...

رز صورتی انیا پارت ۱

۲ستاره و ۳ ماهپارت۲۳لباس پوشیدن و رفتن تو حیاطلباسشون اسلاید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط