چه حس خوبیست...

چه حس خوبیست...

امانتی ات را برداری...

ببری کنار صاحبش...

و زمزمه کنی...

من هنوز امانتدارم...

ادامه ی راه را یاری ام کن...

ای شهید...
دیدگاه ها (۱)

مدرسه می روم یا مهمانی... هوا سرد است یا گرم... مسخره ام ب...

استاد کلاس زبانمون بهم گفت... ببین... این فکره که مهمه... ...

بــانــو! جامـــــه ی تــــوســـت امــــا .. جــــامعـــــــ...

چـادرِ مـن نـه بـراي نشـان دادن فقـر در سريـال هـاي کشـورم ا...

تصور کن چشمهاتو باز کنی..صدای طبیعت آروم توی گوشِت باشه؛و هم...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

𝒫𝒶𝓇𝓉 15عقد با رئیس مافیا آن شب، تهیونگ ات را به اتاقش برد.ات...

پارت ۳۱

فیک تهیونگ مافیایی

حال روحیت خوب نیس؟ این کارارو انجام بده:1- جنگ با خودتو تموم...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟎ویو راوی🎀همه‌چیز تاریک بود. ...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

🔴مادرم! به سینه‌ای نزن که سالها شهید پروری کرده است ...تو چر...

پرسه در جنگل... کوک از کنار ات رد شد.کوک: دنبالم بیا.ات با ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط