نگاهم با نگاهت خو گرفته
نگاهم با نگاهت خو گرفته
تنم از غُنچه هایت بو گرفته
کشیده جان و دل بر بیشه ی تو
تو گوئی برّه ی آهو گرفته
بسویت میکنم دل را روانه
دوچشمم سوی چشمت جو گرفته
بیا پا در رکابِ عاشقی کن
چرا بر دست خود جارو گرفته
شمارم لحظه ها تا در گشائی
چرا امشب عزیزم رو گرفته
تنم از غُنچه هایت بو گرفته
کشیده جان و دل بر بیشه ی تو
تو گوئی برّه ی آهو گرفته
بسویت میکنم دل را روانه
دوچشمم سوی چشمت جو گرفته
بیا پا در رکابِ عاشقی کن
چرا بر دست خود جارو گرفته
شمارم لحظه ها تا در گشائی
چرا امشب عزیزم رو گرفته
- ۵.۸k
- ۲۱ تیر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۷۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط