من به یک صبح

من به یک صبح
که با خنده ات آغاز شود می اندیشم؛
و به یک حبه ی قند که از کنجِ لبت بردارم؛
کاش این صبح بیاید
و اندیشه ی من رنگِ رویا نشود!
دیدگاه ها (۲)

کاش میشد که کمی شعر برایش بخرمیا همین دفتر اشعار خودم ر...

طبیعت

آغاز موشک باران توسط شهر اندیشه به مواضع امریکا

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

چند روز بعد، ات توی آشپزخونه نشسته بود و مشغول خوردن صبحونه ...

پارت 6 ویو آتدو روز از مسابقه گذشته بود.آت بالاخره احساس می...

خبر فوری محاصره دریایی علیه استرالیا آغاز شد

╭─────────────── 💜 ───────────────╮✦ پارت ۹ | حرفی که باید گ...

طبیعت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط