.

.
بی وفا،من در هوایت،بی هوا بغضم گرفت
بی صدا سوزِ نوایت،بی هوا بغضم گرفت
خواستم از خاطراتت،تلخی اش را کم کنم
خاطرم آمد صدایت،بی هوا بغضم گرفت
دست بر قابی زِ عکست روی دیوار آورم
یادم آمد،چشمهایت،بی هوا،بغضم گرفت
آمدم از روزهای رفته ام یادی کنم،
بی وفا،با آن وفایت!بی هوا بغضم گرفت
بی تو در ثانیه ها،من لحظه ای غافل شدم
غافل از جور و جفایت،بی هوا بغضم گرفت
تا به کی بر قلبِ من خنجر زنی ای آشنا!
باز رعنا!خنده هایت!بی هوا بغضم گرفت
بغض خواهد کشت مارا،چشمهایم خسته اند
باز هم افسوسِ یادت،بی هوا بغضم گرفت ...
دیدگاه ها (۱)

ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﯽﻣﺒﺪﺍ ﻭ ﻣﻘﺼﺪ ﻣﻦﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮﺳﺖﭘﺲ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺳﻴﻨﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻠﻢ...

عاشقم باش ، دوستم داشته باش تا من نیز به امید عشق و دوست داش...

این روزها حس می‌کنم قدری پریشانیاز این‌که محبوب منی، شاید پش...

زن هر چقدر هم که بزرگ شود؛همسر شود؛مادر شود؛مادربزرگ شود...د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط