اسم فیکولی تو نمیدونی که من عاشقتم
اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم
+که یهو یه نفر صدام زد اون کسی نبود به جز
آریا (اکس ا/ت که در سن 13 سالگی با ا/ت بوده اما به ا/ت خیانت میکنه ا/ت اون موقع 12 سالش بود ]
علامت آریا ◇
◇ا/ت خودتی
+آریا تو تو اینجا چیکار میکردی با تعجب فراوان داشتیم همو نگاه میکردیم که
الکس از سر جاش بلند شد و گفت
●امم شما همو میشناسید
◇اره
●چجوری
◇ا/ت دوست دخترمه
+دوست دختر سابقش اینو یادت نره بگی
◇ا/ت من واقعا متاسفم من اشتباه کردم لطفا یه فرصت دیگه بهم بده
+ههه فرصت با چه رویی همچین چیزی از من درخواست میکنی بعدشم باید بگم که من ازدواج کردم پس هیچ شانسی نداری جناب آریا
◇نه نه همچین چیزی امکان نداره ا/ت ما به هم قول دادیم که همیشه باهم باشیم
+کل مردم داشتن به منو آریا نگاه میکردن که با صدای نسبتا بلندی داد زدم
+اره اما تو به اون قول پایبند نموندی تو به من خیانت کردی پس حق این رو هم نداری که بخوای من ببخشمت تو لایق ببخشش من نیستی اینو بفهم
◇اما من هنوزم دوست دارم
+هه دوسم داری خوبه بهت گفتم که من دیگه یه زن متاهل هستم نه
◇پس شوهرت کو چرا من نمیبینمش
&اون الان اینجا نیست آریا
^دعوا رو کنار بزارید هر چی بوده برای گذشتس بچه ها
●موافقم اریا تمومش کن
◇نه میخوام بدونم اون چه شوهریه که تورو تنها گذاشته و باهات نیومده نمونست شاید داری دروغ میگی تو اصلا ازدواج نکردی درست نمی گم
شخص سوم ادمین *
*صدای همهمه پیچیده بود هیچکس هیچ حرفی نمیزد یعنی حرفی برای گفتن نداشت
که یهو در ورودی جشن با شتاب باز شد
و ....
پارت فک کنم 25
+که یهو یه نفر صدام زد اون کسی نبود به جز
آریا (اکس ا/ت که در سن 13 سالگی با ا/ت بوده اما به ا/ت خیانت میکنه ا/ت اون موقع 12 سالش بود ]
علامت آریا ◇
◇ا/ت خودتی
+آریا تو تو اینجا چیکار میکردی با تعجب فراوان داشتیم همو نگاه میکردیم که
الکس از سر جاش بلند شد و گفت
●امم شما همو میشناسید
◇اره
●چجوری
◇ا/ت دوست دخترمه
+دوست دختر سابقش اینو یادت نره بگی
◇ا/ت من واقعا متاسفم من اشتباه کردم لطفا یه فرصت دیگه بهم بده
+ههه فرصت با چه رویی همچین چیزی از من درخواست میکنی بعدشم باید بگم که من ازدواج کردم پس هیچ شانسی نداری جناب آریا
◇نه نه همچین چیزی امکان نداره ا/ت ما به هم قول دادیم که همیشه باهم باشیم
+کل مردم داشتن به منو آریا نگاه میکردن که با صدای نسبتا بلندی داد زدم
+اره اما تو به اون قول پایبند نموندی تو به من خیانت کردی پس حق این رو هم نداری که بخوای من ببخشمت تو لایق ببخشش من نیستی اینو بفهم
◇اما من هنوزم دوست دارم
+هه دوسم داری خوبه بهت گفتم که من دیگه یه زن متاهل هستم نه
◇پس شوهرت کو چرا من نمیبینمش
&اون الان اینجا نیست آریا
^دعوا رو کنار بزارید هر چی بوده برای گذشتس بچه ها
●موافقم اریا تمومش کن
◇نه میخوام بدونم اون چه شوهریه که تورو تنها گذاشته و باهات نیومده نمونست شاید داری دروغ میگی تو اصلا ازدواج نکردی درست نمی گم
شخص سوم ادمین *
*صدای همهمه پیچیده بود هیچکس هیچ حرفی نمیزد یعنی حرفی برای گفتن نداشت
که یهو در ورودی جشن با شتاب باز شد
و ....
پارت فک کنم 25
- ۱۴.۸k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط