.
.
من قول آمدنت را از ابرها گرفته بودم
گفته بودند با باران می آیی
اما آنچه برسرم فرو می ریخت
باران نبود
گریه ی ابری بود
که از شرمندگی در بی رحمی تو
بر سرم می بارید...
و من
آن روزها را
غرق باران
بدون نشانی از تو
از تنهایی نمناک خودم
عبور دادم...
من قول آمدنت را از ابرها گرفته بودم
گفته بودند با باران می آیی
اما آنچه برسرم فرو می ریخت
باران نبود
گریه ی ابری بود
که از شرمندگی در بی رحمی تو
بر سرم می بارید...
و من
آن روزها را
غرق باران
بدون نشانی از تو
از تنهایی نمناک خودم
عبور دادم...
- ۴۶۱
- ۱۰ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط