آنقدر عُمق دارد فکر و خیالِ تو

آنقدر عُمق دارد فکر و خیالِ تو
که هر شب مرا غرق خود میکنی
دیدگاه ها (۱)

‏تـا به حالصدای ماهی را شنیده ای؟! همان قدر محال است فراموش...

‌شعری یا هوا ؟!که تا می خوانمت جان تازه میگیرم

به مغز استخوانم زده ای !این روزها تمام تنم از درد دوست داشتن...

تو را دوست می‌دارمبی آنکه بدانم تو ضرورت منیآب را که می‌نوشی...

بارانصدای تو بودچکاچکروی شیروانی احساسمهنوز منتظرمآنقدر ببار...

بعضی وقتها کل زندگیت میشه خیال داشتن یه نفر اینقدرتواون خیال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط