شبي از شدت درد و غم يار دل آزاري

شبي از شدت درد و غم يار دل آزاري
نشستم در خرابات و زدم بر طبل بي عاري

صفاي عالم مستي غمم را برده از يادم
صفايي را که من هرگز نمي ديدم به هوشياري
من و سوته دلان هر شب در اينجا گرد هم آييم
همه شب زنده داريها، همه مشتاق بيداري
غم از اندازه افزون و تنم رنجور بيماري
نشستم در خرابات و زدم بر طبل بي عاري

مي ناب از کف ساقي شفاي نوشدارو را
دل ديوونه من را که زخمي خورده بود کاري
به جامي آنچنان از خود شوم بي خود که در مستي
حراج مُلک عالم را ببخش اندوه ديناري

نه در درماندگي و نه بر بالين پرستاري
نشستم در خرابات و زدم بر طبل بي عاري
دیدگاه ها (۶)

غمم از اندازه افزون وتنم رنجور بیمارینشستم در خرابات وزدم بر...

منو سوته دلان هر شب در اینجا گرد هم آییمهمه شب زنده داری ها ...

چشم بیمار تو شد باعث بیماری مابه مسیحا نرسد فکر پرستاری ماتا...

چشم بیمار تو شد باعث بیماری مابه مسیحا نرسد فکر پرستاری ماتا...

چنین گفت آن سخن‌دان سخن‌سنجکه در گنجینه بودش از سخن گنجکه در...

فال امروز جمعه 5 دی 93 جمعه 26 دسامبر 2014فال حافظفال متولدی...

فال امروز چهارشنبه 22 مرداد 93 چهارشنبه 13 اگوست 2014فال حاف...

🍞☕️ صبحانه ام،یک فنجان ، چای بهارنارنج استکمی از تو!🍂🌸وقتی ،...

تو یکی از وبینارهای مملکت بین یه دختر به اسم "پرنیان" که پزش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط