اشک من بردیده‌ام سنگین ببار تاریک وسرد

اشک من بردیده‌ام سنگین ببار تاریک وسرد
تاکه شاید گم شوم درقطره‌ها‌ غمگین وزرد

درسرای عشق چه‌آسان دل‌فروشی می‌کنند
نیست حتی ذره‌ای مهر دل‌ شکسته پر ز درد

در نسیم سرد پاییز خاطراتی گرم گرم
طعم غربت را چشیدم روزگارم سرد سرد

روز و شب در حلقه چشمان یارم عشق بود
غربتی دیوانه وار افتاد چون طوفان درد

بی‌دلیل ازعشقمان دوری گزید و رفت رفت
کم ‌کمک افتاد شوری بر دلم پژمرده زرد

تاکشید برگ دل وما را به‌خشتی برد و رفت
ماند تنها سوخته یک بیت شعر و هجر درد
(ندا)
.
دیدگاه ها (۵)

...گوشه چشم تو یک پنجره باز است بیاشب من شعر و دلم غرق نماز ...

. به بن بستی رسیده ام که پشتش کوچه باغیستخیال و وَّهم دلدارم...

من تو رو با همه دنیا عوض نمیکنم 😍👌👏👏👏تقدیم نگاه قشنگتون مهرب...

میگن به هرچی بخندی سرت میاد مگه من به غم دیگران خندیدم که ای...

و گاهی سڪوت می‌ڪنمنه از سرِ نبودِ حرفڪه از سرِ سنگینیِ واژه‌...

همچین پیجی هیجا پیدا نمیکنی فالو کن تا گمم نکردی

باید کاشته شود در قلب

بفرس برای سلطان احساست 🫂♥🙈تقدیم نگاه قشنگتون مهربونا 👌👏👏👏🌺🌷 ...

مجـــــــــــــرد...ذوق گلـــــــبیالشعب..الصینی.ماله.حالی.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط