این زمین خشک و بی حاصل

این زمین خشک و بی حاصل
یک تکه ابر می خواهد
که از آسمان دلتنگی
تمام بغضهای نبودنت را ببارد....
و رنگین کمانی که دوست داشتنت را به تصویر بکشد...
و نسیمی که قصه‌ی هزار و یک شبِ تنهایی ات را آرام در گوش دنیا زمزمه کند.‌..
شاید دلی بلرزد...
شاید چشمی تر شود...
شاید بذر عشقت در سینه ای بروید!
و یک نفر آمدن تو را با تمام جان آرزو کند ...
دیدگاه ها (۲)

کاش روزی چشم‌هایمان را باز کنیم ببینیم همه اینها خواب بوده ک...

گاه می اندیشم ،چندان هم مهم نیست اگرهیچ از دنیا نداشته باشم....

زین گونه‌ام که در غم غربت شکیب نیستگر سر کنم شکایت هجران غری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط