دیشب یه پشه منوگزید. افتادم دنبالش گوشه اتاق خفتش کردم.

دیشب یه پشه منوگزید. افتادم دنبالش گوشه اتاق خفتش کردم.
تا اومدم بکشمش مظلومانه خیره شد و بهم گفت: باباااا...
دیدم راست میگه؛ خون من تو رگ‌هاش بود. بغلش کردم تا صبح دو نفری گریه کردیم...
دیدگاه ها (۵)

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

____[The Forbidden Crossing]____

ازدواج اجباری part : 10 همه تو حال نشسته بودیم که صدای زنگ د...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

ویو کوک ساعت 12 نصفه شب بود هنوز نیومده بود خونه گفته بود می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط