گفتمش:

گفتمش:
من عاشقم، عشقم پریست.
گفت :
آیاعشق میدانی که چیست.
گفتمش:
زلف پریشان، چشم مست.
غنچه لب،سیمین بدن عشق من است.
گفت:
جانا معنی عشق این نیست.
عاشقی تنها به چشم وغمزه نیست.

عشق مجنون گر به تاریخ بود وهست.
از غم و هجران و دوری ست نی هوس.

ورنه چشم و زلف لیلی هیچ نیست.
که دلیل عشق مجنون بندگیست.
دیدگاه ها (۱)

گّفّتّمّشّ : مّنّ عّاّشّقّمّ ، عّشّقّمّ پّرّیّ سّتّگّفّتّ : ...

گفتمش : من عاشقم ، عشقم پری ستگفت : آیا عشق می دانی که چیست؟...

گفتمش :من عاشقم ،عشقم پری ستگفت :آیا عشق می دانی که چیست؟گفت...

گفتمش :من عاشقم ،عشقم پری ستگفت :آیا عشق می دانی که چیست؟گفت...

گفتمش :من عاشقم ،عشقم پری ستگفت :آیا عشق می دانی که چیست؟گفت...

گفتمَش نقّاش بودیگُفت گاهی میکِشماکثراً شَب ها زِ دِلآهی زِ ...

آتش دیر دوچشمان فریبای توامکوکب عشق منی مهوتماشای توامراهبی ...

آتش دیر دوچشمان فریبای توامکوکب عشق منی مهوتماشای توامراهبی ...

آتش دیر دوچشمان فریبای توامکوکب عشق منی مهوتماشای توامراهبی ...

دل مست و دیده مست و تن بی‌قرار مستجانی زبون چه چاره کند با س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط