روزی شیخ با پرسپولیسی ها و استقلالی ها در صحرا نشسته بودن

روزی شیخ با پرسپولیسی ها و استقلالی ها در صحرا نشسته بودن که بادی امد پرسپولیسی هارو برد استقلالی ها با غرور از شیخ پریسیدن ایا ما چون قوی بودیم باد مارا نبرد شیخ لبخندی زد گفت خیرشما سوراخ بودید باد از شما رد کرد
دیدگاه ها (۷)

بابلسر امروز یهویی چقدر خوشمل شدم

تیم ملی جنگ کرمانشاه خخخخخ

اولین سرود ملی ایران سال 1331هرصبح هنگام طلوع افتاب با بلند ...

دایی بشه فدات

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

📖 آکادمی آستریاپارت سیزدهم | «بیداری»صدای باد میان درخت‌های ...

داستان عاشقانه جدید

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۷ با باز شدن در اتاق...

بهار بدون تو

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

پارت چهاردهم

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط