شایَد نِمی‌خواهی

شایَد نِمی‌خواهی

بدانی حال و روزَم را

من هم

نِمی‌خواهم

بگویم بی تو می‌میرَم ...
دیدگاه ها (۱)

می خواستمتداشتنت امانه ارث پدریم بودنه ثروت باد آورده امچاره...

‌تو آنآزارِ شیرینیکه دلخواه است تکرارَتو من هر باراز هر بارب...

‌والآن أشهد أن حضورک موتوأن غیابک موتانشهادت می دهم کهبودنت ...

آخرش را برایت بگویم...فوق فوقش تو رفته ای!من نشسته ام همینجا...

پدرم برای تو چه بگویمبگویم زخمم آن‌قدر عمیق شده که می‌توان د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط