دانشگاه وانیلی
دانشگاه وانیلی
فیک تهکوک / پارت ۳۴
تهیونگ : زیاد روی اون تخت خالی حساب نکن ممکنه سه صبح بیدارت کنن بگن پاشو بیمار آوردیم
جونگ کوک : فعلا که خالیه .. امتحانات رو چیکار کنیم ؟
تهیونگ : میریم میدمشون
جونگ کوک : پس برم کتابارو هم بیارم
تهیونگ : فکر نمیکرد رشتهای که انتخاب کردم انقدر کار داشته باشه
جونگ کوک : ولی آخر میشی کاراگاه کیم
تهیونگ : کاراگاه بودن خوبه . ولی درسش داره بهم فشار میاره .
جونگ کوک : من چی بگم آخه
تهیونگ : اوو تو که قراره وکیل بشی راحته واست
جونگ کوک : وکیل نه قاضی
تهیونگ : قاصی جئون ..
جونگ کوک : اینا اصلا بهم ربطی ندارن فقط چون رشته هامون یکیه تونستیم توی یه دانشگاه باشیم .
تهیونگ : اگه میدونستم منم قاضی میشدم
جونگ کوک : هییی نمیخواد هرکار دوست داری بکن
تهیونگ : پس سالن ورزشی برای چیه ؟
جونگ کوک : برای اینکه مجبوریم بریم جزو کارامون تو دانشگاهه. تازه اون سالن نقش زیادی تو زندگیمون داشت
تهیونگ : باشه ازین سالنا
جونگ کوک : میتونی بری امتحانات رو بدی ؟
تهیونگ : نهایتش دوباره امتحان میدم
جونگ کوک : برم ببینم میزارن واسه دو سه ساعت مرخص شی
تهیونگ : باشه وانیل ..
.
.
《یخورده بعد》
تهیونگ : خب چیشد ؟
جونگ کوک : قبول کردن
تهیونگ : خب خوبه
جونگ کوک : ولی زود برت میگردونن
تهیونگ : حس میکنم زندانی شدم (خودشو به زیر پتو کشید) دیگه تمومم
جونگ کوک : بیخیال ته ..
تهیونگ : اگه مردم حق نداری سراغ کس دیگهای بری
جونگ کوک : چرا میتونم
تهیونگ : نه نمیتونی ..
جونگ کوگ : من حتی مارک هم نشدم پس..
تهیونگ : (چشمای تهیونگ به رنگ طلایی دراومده بود .معلوم بود گرگش عصبیه) پس؟
جونگ کوک : پس تو حق نداری بمیری
تهیونگ : چ_
جونگ کوک : ته... تو زود خوب میشی نگرانی رو بزار کنار . انقدرم بدبین نباش
تهیونگ : اومم خیلی خب باشه..
جونگ کوک : میرم کتابارو هم بیارم
تهیونگ : ببین کوک داری از زیر کار در میری گفتی پیشم میمونی الان هر دیقه به یه بهونهای داری میری
جونگ کوک : زود میام . تهیونگ تو استراحت کن (از اتاق رفت بیرون)
تهیونگ : هعییی . (دوباره سرش رو برد زیر پتو) اینا میخوانن منو بکشننن
ویو پشت در اتاق :
جونگ کوک : یعنی تاثیری داره ؟
پرستار : آرامبخش تزریق میکنیم آروم میشه میخوابه انقدرم داد نمیکشه
جونگ کوک : خیلی خب باشه مراقبش باشین ... من برم (رفت)
پرستار : خیلی خب (در اتاقو باز کرد) آقای کیمممم !!!
شرطا مثل پارت قبله
#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
فیک تهکوک / پارت ۳۴
تهیونگ : زیاد روی اون تخت خالی حساب نکن ممکنه سه صبح بیدارت کنن بگن پاشو بیمار آوردیم
جونگ کوک : فعلا که خالیه .. امتحانات رو چیکار کنیم ؟
تهیونگ : میریم میدمشون
جونگ کوک : پس برم کتابارو هم بیارم
تهیونگ : فکر نمیکرد رشتهای که انتخاب کردم انقدر کار داشته باشه
جونگ کوک : ولی آخر میشی کاراگاه کیم
تهیونگ : کاراگاه بودن خوبه . ولی درسش داره بهم فشار میاره .
جونگ کوک : من چی بگم آخه
تهیونگ : اوو تو که قراره وکیل بشی راحته واست
جونگ کوک : وکیل نه قاضی
تهیونگ : قاصی جئون ..
جونگ کوک : اینا اصلا بهم ربطی ندارن فقط چون رشته هامون یکیه تونستیم توی یه دانشگاه باشیم .
تهیونگ : اگه میدونستم منم قاضی میشدم
جونگ کوک : هییی نمیخواد هرکار دوست داری بکن
تهیونگ : پس سالن ورزشی برای چیه ؟
جونگ کوک : برای اینکه مجبوریم بریم جزو کارامون تو دانشگاهه. تازه اون سالن نقش زیادی تو زندگیمون داشت
تهیونگ : باشه ازین سالنا
جونگ کوک : میتونی بری امتحانات رو بدی ؟
تهیونگ : نهایتش دوباره امتحان میدم
جونگ کوک : برم ببینم میزارن واسه دو سه ساعت مرخص شی
تهیونگ : باشه وانیل ..
.
.
《یخورده بعد》
تهیونگ : خب چیشد ؟
جونگ کوک : قبول کردن
تهیونگ : خب خوبه
جونگ کوک : ولی زود برت میگردونن
تهیونگ : حس میکنم زندانی شدم (خودشو به زیر پتو کشید) دیگه تمومم
جونگ کوک : بیخیال ته ..
تهیونگ : اگه مردم حق نداری سراغ کس دیگهای بری
جونگ کوک : چرا میتونم
تهیونگ : نه نمیتونی ..
جونگ کوگ : من حتی مارک هم نشدم پس..
تهیونگ : (چشمای تهیونگ به رنگ طلایی دراومده بود .معلوم بود گرگش عصبیه) پس؟
جونگ کوک : پس تو حق نداری بمیری
تهیونگ : چ_
جونگ کوک : ته... تو زود خوب میشی نگرانی رو بزار کنار . انقدرم بدبین نباش
تهیونگ : اومم خیلی خب باشه..
جونگ کوک : میرم کتابارو هم بیارم
تهیونگ : ببین کوک داری از زیر کار در میری گفتی پیشم میمونی الان هر دیقه به یه بهونهای داری میری
جونگ کوک : زود میام . تهیونگ تو استراحت کن (از اتاق رفت بیرون)
تهیونگ : هعییی . (دوباره سرش رو برد زیر پتو) اینا میخوانن منو بکشننن
ویو پشت در اتاق :
جونگ کوک : یعنی تاثیری داره ؟
پرستار : آرامبخش تزریق میکنیم آروم میشه میخوابه انقدرم داد نمیکشه
جونگ کوک : خیلی خب باشه مراقبش باشین ... من برم (رفت)
پرستار : خیلی خب (در اتاقو باز کرد) آقای کیمممم !!!
شرطا مثل پارت قبله
#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
- ۱۱.۵k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط