Part

Part⁴⁷
دوروک‌: عاعا من درست می‌بینم😳 آ... آسیه.. آسیه داره زنگ میزنه
جوابشو بدم به نظرت نه بزار یکم زنگ بخوره اینجوری می‌گه خیلی منتظرشم چون بهش گفته بودم که من دیگه اجبارت نمی‌کنم و کاری بهت ندارم بسه دیگه منتظر موند بزار جواب بدم... عه قطع شد😕
اوففففففف دوروک‌ انقدر درگیر حرف زدن با خودت شدی که نتونستی جواب دختررو بدی شاید کار مهمی باهات داشت
بزار خودم زنگ بزنم

آسیه: قطع شد
جوابمو نداد🙄
فکر کنم هنوزم از دستم ناراحته

عمر: دوروک‌😳 دوروک جوابتو نداد
خب معلومه وقتی اون حرفارو بهش می‌زنی منم باشم از دستت ناراحت میشم

آسیه: عمر...
منکه از قصد نگفتم دست خودم نبود
یهو عصبانی شدم درضمن ازش کلی معذرت خواهی کردم چیکار کنم که هنوزم عصبانیه

عمر: باشه... باشه
خب دوباره بهش زنگ بزن

آسیه: ولش کن
خودش ببینه من زنگ زدم زنگ میزنه مطمئنم

عمر: هردوتون لجبازین لجباز می‌دونین دیگه

آسیه: آها ببین داره زنگ میزنه
اینجا چی نوشته دوروک‌ همون دوروکی که میگی لجبازه

عمر: باشه باشه جواب بده

آسیه: الو دوروک‌
دیدگاه ها (۱۲)

Part⁴⁸دوروک‌: سلام آسیه خوبی. آنیسا خوبه.آسیه: سلام دوروک‌ م...

Part⁴⁹دوروک‌: مگه من می‌تونم پرنسس زیبایی مص تورو ول کنم برم...

Part⁴⁶صبحآسیه:دیشب خیلی بد با دوروک‌ حرف زدم با اینکه اون با...

Part⁴⁵آسیه: دوروک برو دیگهدوروک‌: آسیه چرا میخوای منو انقدر ...

《اولین قرار》pt7(پرش زمانی به فردا صبح)نیرا:با حس درد تو سرم ...

Under the moonlight 2 P12+پیداش میکنم -چیو؟+هر چیزی که به در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط