Part 5
Part 5
🦋 Alone butterfly
...........
$ارباب رسیدیم
_باشه... جیمین.. کافیه
+چشم... ببخشید
"به سمت عمارت رفتن....
_برو خودتو تمیز کن.... خدمتکارا میان تو حموم و میشورنت... اگر مقاومت کنی،، با من طرفی... فهمیدی ؟؟!!
+ب.. بله ارباب.
_برو
...........
ویو جیمین
چرا من انقدر بدبختم..... بابام منو اذیت میکرد.... من محبت ندیدم... این آقاهه تو ماشین باهام مهربون تر بود... گذاشت سینه هاشو مک بزنم... و.. ولی... ولی... خیلی قراره اذیتم کنه.
.........
&تق تق.... منم آقای جیمین
+ب.. بفرمایید.
&تو برده ی جدیده اربابی؟
+بله
&از امشب خبر داری؟
+م.. مگه... مگه امشب قراره چیزی بشه؟
&خب راستش نمیدونم کاره درستی میکنم که بهت میگم یا نه ولی خب
+چ. چیشده
&تو امشب قراره به عنوان امگای ارباب کیم معرفی بشی... و خب ارباب کیم در واقع یه انسان ن...
......
_حرفه دهنتو بفهم خدمتکار.. چی داری بهش میگی ها؟ (خون سرد اما حسابی خشمگین و عصبی)
&ا... ارر.. ارباب... ک.. کیم
_خفههه شوووووووووو
به چه حقی داری راجع به اربابت حرف میزنی هاااااا؟؟؟؟
&ببخشید.... 😫
_گمشو بیرون...... گمشووووو
&چشم
.....
_حمومت کرد ؟
+ن.. نه.. ا.. ارباب
_از اینکه داد زدم ترسیدی؟
+ب... بب. له.. بله
_زود آماده شو
+چ..چشم
......................
خدمتکار ها اومدن برای آماده کردنه جیمین.
لباس جیمین خیلی زیبا بود
یک لباس سفید حریر با یقهی باز.
(عکسش رو براتون میزارم.)
و حسابی اون رو زیبا کردن.
جیمین خیلی استرس داشت
@استرس داری عزیزم؟
(ایشون یک زنه خیلی مهربونه و پیره)
+ب.. بعله... هق
@عزیزم...گریه نکن... من سالهاست اینجا کار میکنم و تهیونگ مثل پسره منه.... اون قلبه مهربونی داره.
ولی خب.... تو باید خیلی مراقب باشی عصبیش نکنی
+و.. ولی... ولی هق.. هق
@خب راستش داستان زندگیت رو میدونم.... اینکه پدرت باهات چیکارا میکرده..... نگران نباش مادرجون... به کسی هیچی نمیگم
+و. واقعا... ی.. یعنی میتونم بهتون اعتماد کنم؟
@عزیزکم.... منو مادره خودت بدون عزیزم... او راستی...تهیونگ بهم گفت مچ دستت شکسته و یکی از ناخونات کنده شده... خیلی بد شکنجه شدی ؟
+ا. آره... و.. ولی ... م.. من لایقش بودم
@این حرف نزن... ولش کن عزیزکم... هر وقت ناراحت بودی از ارباب اجازه بگیر یا من باش میگم بیای پیشم.
+ممنونم.... خیلی ممنونم
@حالا آماده شو... امشب باید برای ارباب یکمی برقصی با این لباس زیبا... اگر خوشحال نگهش داری میبینی اونقدرا هم بد نیست.
+چ.. چشم
@حالا پاشو بریم عزیزم... ارباب منتظره
ادامه دارد...................
🦋 Alone butterfly
...........
$ارباب رسیدیم
_باشه... جیمین.. کافیه
+چشم... ببخشید
"به سمت عمارت رفتن....
_برو خودتو تمیز کن.... خدمتکارا میان تو حموم و میشورنت... اگر مقاومت کنی،، با من طرفی... فهمیدی ؟؟!!
+ب.. بله ارباب.
_برو
...........
ویو جیمین
چرا من انقدر بدبختم..... بابام منو اذیت میکرد.... من محبت ندیدم... این آقاهه تو ماشین باهام مهربون تر بود... گذاشت سینه هاشو مک بزنم... و.. ولی... ولی... خیلی قراره اذیتم کنه.
.........
&تق تق.... منم آقای جیمین
+ب.. بفرمایید.
&تو برده ی جدیده اربابی؟
+بله
&از امشب خبر داری؟
+م.. مگه... مگه امشب قراره چیزی بشه؟
&خب راستش نمیدونم کاره درستی میکنم که بهت میگم یا نه ولی خب
+چ. چیشده
&تو امشب قراره به عنوان امگای ارباب کیم معرفی بشی... و خب ارباب کیم در واقع یه انسان ن...
......
_حرفه دهنتو بفهم خدمتکار.. چی داری بهش میگی ها؟ (خون سرد اما حسابی خشمگین و عصبی)
&ا... ارر.. ارباب... ک.. کیم
_خفههه شوووووووووو
به چه حقی داری راجع به اربابت حرف میزنی هاااااا؟؟؟؟
&ببخشید.... 😫
_گمشو بیرون...... گمشووووو
&چشم
.....
_حمومت کرد ؟
+ن.. نه.. ا.. ارباب
_از اینکه داد زدم ترسیدی؟
+ب... بب. له.. بله
_زود آماده شو
+چ..چشم
......................
خدمتکار ها اومدن برای آماده کردنه جیمین.
لباس جیمین خیلی زیبا بود
یک لباس سفید حریر با یقهی باز.
(عکسش رو براتون میزارم.)
و حسابی اون رو زیبا کردن.
جیمین خیلی استرس داشت
@استرس داری عزیزم؟
(ایشون یک زنه خیلی مهربونه و پیره)
+ب.. بعله... هق
@عزیزم...گریه نکن... من سالهاست اینجا کار میکنم و تهیونگ مثل پسره منه.... اون قلبه مهربونی داره.
ولی خب.... تو باید خیلی مراقب باشی عصبیش نکنی
+و.. ولی... ولی هق.. هق
@خب راستش داستان زندگیت رو میدونم.... اینکه پدرت باهات چیکارا میکرده..... نگران نباش مادرجون... به کسی هیچی نمیگم
+و. واقعا... ی.. یعنی میتونم بهتون اعتماد کنم؟
@عزیزکم.... منو مادره خودت بدون عزیزم... او راستی...تهیونگ بهم گفت مچ دستت شکسته و یکی از ناخونات کنده شده... خیلی بد شکنجه شدی ؟
+ا. آره... و.. ولی ... م.. من لایقش بودم
@این حرف نزن... ولش کن عزیزکم... هر وقت ناراحت بودی از ارباب اجازه بگیر یا من باش میگم بیای پیشم.
+ممنونم.... خیلی ممنونم
@حالا آماده شو... امشب باید برای ارباب یکمی برقصی با این لباس زیبا... اگر خوشحال نگهش داری میبینی اونقدرا هم بد نیست.
+چ.. چشم
@حالا پاشو بریم عزیزم... ارباب منتظره
ادامه دارد...................
- ۳۱۵
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط