درجلسه امتحان عشق

درجلسه امتحان عشق

من مانده ام و یک برگه سفید

یک دنیا حرف ناگفتنی. ...

و یک بغل تنهایی ودلتنگی

درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمیشود!

در این سکوت بغض آلود

قطره کوچکی هوسه سرسره بازی میکند!

وبرگه سفیدم

عاشقانه قطره را به آغوش میکشد!

عشق تو نوشتنی نیست. ..

در برگه ام کنار آن قطره یک قلب کوچک میکشم

وقت تمام است. ..

برگه هابالا
دیدگاه ها (۱۲)

"تو" را بی دلیل دوست دارم،،، نه ادعای عاشقی کردی،،، نه کلمات...

آغوش تو چقدر میاید به قامتم درآن مثل پیراهنم راحت...

ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﮐﻮﭼﮏ ﺗﻮﺳﺮﺩﻱ ﺩﻳﻮﺍﺭﻫﺎﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖﺭﻧﮓ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ﻣﻲ ﺑﺨﺸﺪﺩﻳﺮﻱ ...

آغوشی باشو مرا به اندازه ی تمام اشتباهاتم بغل کنبدون آنکه حر...

این اوثی جدید هم مربوطه به پست قبللونا کوچولو، دختر دانیل 🧜🏻...

جانگ با دست‌هایی که از شدت هیجان و فشار می‌لرزید، دستش را زی...

داستان:مهر خدایان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط